کد مطلب: 54127|گروه: گزارش و گفتگو | تاریخ: 1396/05/25-19:55

به مناسبت روز مقاومت اسلامی

در آرزوی شهادت...

گفتگو با همسر تنها شهید مدافع حرم شهرستان شیروان تکاور شهید مهندس سرهنگ دوم مرتضی زرهرن

در آرزوی شهادت...

لطفا خودتان را معرفی کنید؟

 من زهرا رمضان پور هستم همسر شهید مدافع حرم و تکاور ارتشی مهندس مرتضی زرهرن

-همسرتون ازچه زمانی به فکر رفتن به جبهه ی دفاع از حرم افتادند؟

از اول زندگی مون آرزوشون شهادت بود. و هر بار که وصیت نامه شون رو تنظیم می کردند تصریح می کردند که آرزوی شهادت دارند. مرگ معمولی به هیچ عنوان مدنظرشون نبود تا ایکه به اون چیزی که واقعا لایقش بود و آرزوش رو داشت رسید. مرتضی به واسطه ی کارشون مدام در معرض خطر بودند، ایشون چون مهندسی موادمنفجره داشتند دو سالی در مرز ایران و عراق درمعدن مشغول پاکسازی بودند.

اونجا مین ها رو خنثی می کردند یعنی هرلحظه من این احتمال رو میدادم این دفعه که همسرم میره برنگرده چه بسا که اونجا خیلی اتفاقات افتاده خیلی همکارانشان به شهادت هم رسیدند یا مجروح می شدند و هربار که می رفتند و می اومدند من همیشه این ترس رو داشتم که این بار یه اتفاقی برایش می افتد و می دونستم که بالاخره آقا مرتضی به شهادت می رسد ولی کجا و چه زمانی رو نمی دونستم. اون موقع این امکان نبود که برای دفاع از حرم اعزام بشه ولی می دونستم هرلحظه اگه این موضوع امکانش فراهم می شد مطمئن بودم که آقا مرتضی لحظه ای صبر نمی کرد. گذشت تا اینکه بحث سوریه که شد و اون جنایت هایی که اتفاق افتاد و بعدهم اجازه ای که به ارتشی ها مون داده شده بود تا اون ور مرز فعالیت کنند این اجازه رو به آقا مرتضی داد که بعنوان یک نیروی ویک سرباز برای خانم زینب(س) بره بجنگه واز همون ابتدا اقا مرتضی خبرها رو دنبال میکرد وبه محض اینکه تونست .داوطلبانه تو این کار قدم گذاشت وبه سوریه اعزام شد.

- از ویژگی های بارز شهید بگید؟

شهید همیشه می گفت: کسی که هدفش مشخص شده باشه، کارش برای رضای خداست. و تمام خصوصیات هم مطمئنا تحت الشاع همین اصل قرار میگرفت، در کل فوق العاده بودند تو هر زمینه ای.

- روز رفتنشون یادت هست؟

مرتضی قضیه اعزام به سوریه رو به کسی نگفته بود و میخواست کاری که برای رضای خداست بدون غل و غش باشه ، ما زمانی مطلع شدیم که ایشون درحال اعزام بودند یعنی از فرودگاه به من زنگ زدندکه من درحال رفتن به سوریه هستم. به همین دلیل اصلا فرصت خداحافظی رو نداشتیم واین حسرت خیلی بزرگی شد که بچه های من حتی با پدرشون خداحافظی هم نکردن وما ایشون رو نتونستیم بدرقه کنیم. شهید همیشه تلاش می کردند که نیتشون خالص باشه ورفتنشون بدون غل وغش باشه برای همین بدون اطلاع ما رفتند.

- پیام شهادت همسرتون چی بود؟

بنظرم هر حرکتشون یه پیام داشت شهادت هم که مطمئنا بالاترین پیامی که داره اینه که: هرقدمی و هر نفسی که میکشید برای رضای خدا باشه بعد فکر میکنم که حالا با توجه به نحوه ی شهادت آقا مرتضی و اون شناختی که من ازش داشتم ایشون فقط خواستند یک سرباز باشند برای اهل بیت(ع) برای رهبری عزیز. فکر میکنم پیامشون همینه و چیزی بالاتراز این نیست.

-چه شباهتی بین حالو هوای امروز خودتون و همسران شهدای دفاع مقدس میبینید؟

باید بگم ارزش کار شهدامون رو قدربدونیم. متاسفانه فکر میکنم که شناخت جوانتر های این دهه خیلی نسبت به قدر و منزلت شهدامون خیلی کمه. من الان که تو این حالو هوا هستم دارم حس وحال اونها رو درک میکنم ولی شاید این حال و هوایی که ما داریم یکجور نشات گرفته از اون کارها و اون استقامت های اون خانم هایی باشه که تو دوران دفاع مقدس پای همسرانشون ایستادند مادرانی که فرزندشون رو فرستادن الان میبینم همین چندروز پیش شهید حججی شهید بزرگوار که سرش بریده بودند همسر ایشون پیام هایی داشت که وقتی می شنویم احساس میکنم که چقدر ایشون ادم پخته ای هستند چقدر آبدیده هستند فکر میکنم همه اینا بخاطر باورهایی بوده که همسران شهدا انتقالشون دادند به نسل ما. الان می بینیم که شهدای مدافع حرم عمدتا دهه هفتادی هستند فکر میکنم این چیزها این باور ها از اونها به مارسیده استقامت و ایثاری که اونها داشتند به ما این کمک رو میکنه که بتونیم ما هم مثل اونها مقاوم باشیم.

- از حال و هوای خودتون وفرزندان شهید زرهرن در دیداری که با مقام معظم رهبری داشتید وجمله ی معروف ایشون در مورد شهید زرهرن بفرمایید؟

دیدار ایشون که آرزوی ما بود و خاطره ای که محضر حضرت آقا گفتم اینجا هم بگم: ما هر وقت با اتفاق شهید تهران که میرفتیم، آقا مرتضی در خیابان بیت آقا می ایستادند و میگفتند: از اینجا به آقا سلام بدیم که یه روزی ان شالله دونفری برسیم خدمت ایشان. بعد از شهادت آقا مرتضی وقتی خدمت مقام معظم رهبری(حفظه الله) رسیدیم گفتم: آقا مرتضی دوست داشتند ما دونفری برسیم خدمتتون. بعد مقام معظم رهبری(حفظه الله) فرمودند: الان به شهید زرهرن سلام می فرستیم. من واقعا سراپاشوق بودم و حال و هوامون گفتنی نیست یعنی از خوشحالی شاید مثلا گریه میکردیم. برامون مثل یک هدیه بزرگ بود، یک چیز دست نیافتنی بود که برسیم خدمتشون و از محضر ایشان استفاده کنیم. بچه ها خیلی خوشحال بودند. فاطمه از وقتی که خدمت آقا رسید که تا الان شاید یک سال هم گذشته هرجا که عکس آقا رو میبینه میگه: این هم بابای منه منو بغل کرده منو بوسیده؛

علی هم همین طور، نزدیک تولدش بود و به آقا گفت: میشه به جای پدرم بهم کادو بدید؟ و حضرت آقا چفیه شون رو به علی هدیه کردند.

این خاطرات تو ذهن بچه ها مونده و هربار که تصویر آقا رو می بینند یادآوری میشه. این دیدار حقیقتا برای ما تسلای خاطربود در کل خیلی عالی بود یک فضای واقعا معنوی و زیبا پر از یاد شهید اوج این دیدار جمله حضرت آقا بود که ایشون فکر می کنم درمورد شهید زرهرن این رو گفتند: خدا مارو با شهید زرهرن محشور کند.

این حرفی که گفته شد واقعا باعث افتخار ما بود که نمی دونم دیگه چه جوری بگم و بیان کنم.

-شما به عنوان کسی که در خط مقدم جبهه مقاومت اسلامی هستید برای این هدف متعالی و مقدس فداکاری کرده اید امروز چه انتظاری از مسئولان در حوزه مبارزه با استکبار و مقاومت در برابرسلطه طلبان دارید؟

تنها درخواست من اینه که اهداف واقعی که شهدای مدافع حرم دنبال می کردند، برای مردم تبیین بشه چرا که این شهدای مدافع حرم قدم تو راهی گذاشتند که فکر میکنم که هنوز برای بعضی ها جای سوال داره که مثلا خدای نکرده اهدافشون چیزهای دیگه ای بوده ولی خوب همه ی مردم بدونندکه چرا ای عزیزان از اینجا بلند میشن و توی کشور اسلامی دیگه قدم توی راه مبارزه می زارن به نظرم بالاترین کاری که می تونن بکنن همینه که فضارو روشن کنن و اهداف شهدا رو برای همه تبیین کنند. در محضر آقا که بودیم دربیاناتشون فرمودند که عرصه فداکاری برای هرکس یه جایی معین شده و برای شهدای مدافع حرم در سوریه چون جهادشون، حمایت از جبهه مقاومت اسلامی در سوریه است و برای شهدا این مأموریت تکلیف شده برای هرکس این عرصه ی فداکاری متفاوته.

برای مسئولین هم در حوزه ی کار خودشون. که واقعا با دل و جون کار کنند و کم کاری نکنن و از خط مشی اسلام دور نشن. برای من هم به عنوان یک همسر شهید عرصه ی جهاد و مقاومت مشخصه تربیت فرزندانم و پایبند بودن به اهداف همسرم که ان شاالله همه مون بتونیم شرمنده شهدا نباشیم. نحوه شهادت آفا مرتضی: ایشون با توجه به تخصصی که داشتند، مهندسی مواد منفجره فرماندهی تخریب رو به عهده داشتند به این صورت که میادین مین رو خنثی میکردندیا که مین کار میگذاشتند که داعش بچه ها رو ازپشت پاتک نزنه ولی خوب ایشون فراتر از وظیفه عمل می کردند حتی ازوقت استراحتشون می زدن برای کمک به افراد جنگ زده و بچه ها و خانواده های جنگ زده ی سوریه آذوغه می بردند یا مثلا باهاشون همدردی می کردند

و اگه رزم مستقیمی صورت میگرفت با اینکه نیازی نبود که ایشون مداخله کنند دیگه از پا نمی نشستند و همراه دوستان و هم رزم هاشون اقدام می کردند برای مبارزه. شب 21 فروردین بود ایشون باتوجه به هجمه دشمن که آغاز شده بود دیگه ازهمین ساعات خودسون رو به خط رسونده بودند بعد به واسطه ی حالا قدرت بدنی ای که داشتند ایشون آرپی جی می زدند حالا تو اون شب حمله شب شهادتشون بعد فکر می کنم که دم غروب بود از ساعت 3 و 4 که حمله شروع شده بود پشت سرهم و بدون هیچ استراحتی حتی دوستان و هم رزم هاشون اونقدر وقت نداشتند که آب بخورن و ایشون تشنه بودند کامل تشنه لب بودند تا حوالی حدودا 9 یا 10 شب بدون وقفه جنگیده بودند و آرپی جی زده بودند و شب که شده بود متاسفانه جایی که آرپی جی میزدند لو می رفت بعد اون قسمت خمپاره بارون می شد و آقا مرتضی از پهلو ترکش خمپاره پهلوشون رو میگیره و زخمی شون می کنه و ایشون عقب نشستن با اینکه مجروح میشن عقب نمی کشن و همین طور به مبارزه ادامه میدن تا حدودا نزدیک صبح نزدیک صبح که باز مشغول زدن آرپی جی بودن دیگه چون جاشون لو رفته بوده دشمن همون قسمت رو به رگبار می بنده و ایشون دیگه به آرزوشون یعنی شهادت می رسن.  

از صبر و حوصله ی شما و از وقتی که به مجموعه خبری اخبار شیروان دادید تشکر می کنم. امیدوارم خداوند همه ما رو با شهید مهندس مرتضی زرهرن عزیز محشور نماید.

©2013 Shirvan News Agency. All Rights Reserved